تبليغاتX
دل نوشته های یک کهنه سرباز
شرح خاطرات دوران جوانی ، پرواز ، جنگ و مشاهدات روزانه . غير سياسي

پيشنهاد بي شرمانه سفير آمريكا ، در تركيه

وارد لابي شديم ، ديديم يه آقاي جنتلمن آمريكايي در حالي كه عينك ريبني هم به چشم داشت و بوي ادكلن اش فضاي اطراف را پر كرده بود ، خود را سفير آمريكا معرفي نمود .. بعد از كلي صغري و كبري چيدن ، رفت رو اصل موضوع ! و پيشنهاد بي شرمانه خودش رو چنين بيان داشت

 

روایتی از یک ماجرای واقعی :


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 31 خرداد1386ساعت 22:44  توسط بهروز مدرسی  | 

خاطرات سرهنگ معزی ، خلبان مخصوص شاه

بعد از انتشار مطالبي در مورد رژيم گذشته ، ظاهرآ به مذاق برخي خوانندگاني كه خود رو به اصطلاح "سلطنت طلب " مي نامند ، خوش نيامده و در ايميل و كامنت هاي خود مخصوصآ در سايت "بالاترين " شديد ترين واكنش ها رو از خود بروز دادند ! اين افراد كه خوشبختانه تعدادشان خيلي اندك است ، ضمن انكار موضوعاتي چون : سو ء استفاده ، حيف و ميل اموال دولتي ، دروغگويي و ... درباريان و مسئولان رژيم سابق ، به نقد نظام كنوني پرداخته و بنده را متهم به يه سو نگري ، دروغگويي  و ... نمودند ! لذا براي اثبات بي طرفي ام ، از دوستان گرامي خواهشمندم .....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 31 خرداد1386ساعت 2:58  توسط بهروز مدرسی  | 

دیوار صوتی ، چگونه مي شكند ؟

 

سرعت صوت عبارت است از مقدار مسافتی که صوت در یک مدت زمان معین طی می کند. برای مثال سرعت صوت در ثانیه و در سطح دریا و دمای 22 درجه تقریباً 345 متر و سرعت آن در یک ساعت 1240 است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 خرداد1386ساعت 16:56  توسط بهروز مدرسی  | 

  اشرف ، خلبانی می خواهم خوش تیپ باشه ، سيگاري هم نباشه !

 

در همون ايامي كه قرارداد خريد  هواپيما هاي جت فالكون قطعي شده بود ، قرار گرديد طبق معمول تعدادي خلبان براي فراگيري و آموزش فنون پرواز ، راهي كارخانه سازنده اش در فرانسه شوند .  در اون زمان بهزاد معزي فرمانده گردان پروازي بود .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 27 خرداد1386ساعت 6:59  توسط بهروز مدرسی  | 

حقه خلبانان جنگنده عراقی ، در حمله به ايران !

 ما تقريبآ بالاي راه آهن بوديم كه چنين اتفاقي افتاد ... اگه سمت چپ مي رفتيم ، ضد هوايي پالايشگاه به راحتي ما رو مي زد !! اگه به طرف شمال شهر مي رفتيم ، ضد هوايي لانه جاسوسي ( سفارت آمريكاي سابق ) ، ما رو هدف قرار مي داد ... كمي جلوتر هم پدافند آتش به اختيار جماران بود كه به طور اتوماتيك هر پرنده اي رو در همون لحظه ورود به حريم ، بدون تذكر مي زد

                                                                                         


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 25 خرداد1386ساعت 22:13  توسط بهروز مدرسی  | 

روزي كه كاركنان برج مراقبت پرواز ، فرار كردند !!

  • ماجرای قفل شدن فرامین هواپیما ، در آسمان همدان !

روايتي از يك ماجراي واقعي :                                                                  تصویر آرشیوی است


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 25 خرداد1386ساعت 15:43  توسط بهروز مدرسی  | 

روزی كه خلبان اعليحضرت همايوني ، خواب ماند !

 بهو چشمم رو باز كردم ، ديدم اي داد و بي داد .. ساعت ۹ صبح است !! و ساعت ها همه زنگ هاشون رو زدند ولي من خاك بر سر اصلآ متوجه زنگ ساعت ها با وجود ترفند هاي كه زده بودم ، نشده ام !! عرق سردي سراپاي من رو فرا گرفت .

تصوير آرشيوي است

      روايتي از يك ماجراي واقعي  :  


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 22 خرداد1386ساعت 21:19  توسط بهروز مدرسی  | 

به جاي قطعه هواپيما ، بهروز وثوقي را تحويل دادند !

  •  چرا بهروز وثوقي مرتب به پايگاه هوايي دزفول سفر مي كرد ؟
  • نقش دختر شايسته ايران ، در زندگي بهروز وثوقي
  • چرا بهروز ، از هواپيماي سي-۱۳۰ براي ملاقات با دختر شايسته استفاده مي كرد ؟                                                                                                              

روايتي از يك ماجراي واقعي :


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 21 خرداد1386ساعت 21:18  توسط بهروز مدرسی  | 

ماجراي " جدا شدن سر " مسافري ، در مقابل چشم خانواده اش !

  • ماجراي اصابت ملخ هواپيما ، به گردن مسافر هواپيما .
  • جرا اين سرهنگ ارتش ، دچار حادثه شد ؟
  • واكنش خانواده سرهنگ ، در زمان حادثه ..
  • چرا هواپيما با موتور روشن، اقدام به سوار كردن مسافر نمود ؟
  • خواندن اين مطلب رو به دوستاني كه حساس هستند ، توصيه نمي كنم

روايتي از يك ماجراي واقعي ..


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 19 خرداد1386ساعت 0:8  توسط بهروز مدرسی  | 

نقش ستون پنجم ، در سقوط هواپیمای آیت الله محلاتی 

 

همه مسافر ها سوار شدن ... خوب به خاطر دارم ، سرپرست اين گروه ، كه بعد ها فهميدم حاج آقا محلاتي است ، هي اين پا اون پا مي كرد ... انگار منتظر چيزي ..يا كسي است .. منم تو اون جمع غريبه بودم .. بعد از گذشت دقايقي ..

تصويري از آيت الله فضل الله مهدي زاده محلاتي


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 خرداد1386ساعت 23:18  توسط بهروز مدرسی  | 

 چرا به خواستگاري خواهرم رفتم ؟!

 

تا ديد سر كوچه شلوغ شده  ، مادرشو صدا زد ... مامان بدو ... داداش بهروز داره دعوا مي كنه ... و سريع رفت داخل منزل ... هنوز دفايقي از فرياد دختره نگذشته بود كه ديدم خانمي با عجله از انتهاي كوچه به طرف ما مي آيد ... خداي من ... چي مي بينم ..... خدايا كمكم كن .... چقدر شبيه مادرم است .. زن جلو تر اومد .... تا نزديك شد ، مطمئن شدم درست حدس زدم ... فرياد زدم .. مامان ... مامان .. منم بهروز تو ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 15 خرداد1386ساعت 19:28  توسط بهروز مدرسی  | 

چرا بوئینگ مسافربری 727 به کوه های لشکرک برخورد کرد؟!

روایتی از یک سانحه تلخ .....

  • چه عواملي سبب انحراف هواپيما شد ؟
  • چرا فرمانده وقت نيروي هوايي از من خواست ، واقعيت را نكذيب نمايم ؟
  • ۲۹۲ مسافر پرواز مشهد به تهران ، در اين سانحه دلخراش جان باختند.؟

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 14 خرداد1386ساعت 19:15  توسط بهروز مدرسی  | 

خلبان جنگنده ي ميگ عراقي را چگونه فريب داديم ؟!

 

بله ... از سيستم  يو اچ اف شنيديم كه يه خلبان جنگنده ايراني داره با خلبان ميگ صحبت مي كنه ... صحبت چيه ..؟ بهتره بگم معامله مي كرد . راستش پيش خودتون بمونه ، بار ها اتفاق افتاده بود كه تو آسمون خلبانان با يكديگر همكلام هم مي شدند ..

روایتی از یک ماجرای واقعی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 11 خرداد1386ساعت 12:5  توسط بهروز مدرسی  | 

نا گفته هايي از سقوط هواپيماي فرماندهان ارشد در كهريزك

چرا سر اكثر شهداي اين سانحه ، از بدن جدا گرديده بود ؟

چرا بعضي از مجروحان ، علي رغم نداشتن دست و پا ، جان سالم بدر بردند ؟

چرا بجاي اعزام هلي كوپتر نجات ، جنگنده شكاري ها به استقبال اين هواپيما رقتند ؟!!

و.........

يك روايت واقعي .......

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 11 خرداد1386ساعت 7:5  توسط بهروز مدرسی  | 

آيا تا كنون آتش گرفتن انساني را از نزديك ديديد ؟
  •  چگونه شاهد سوختن تدريجي دوست و همكارم بودم ؟
  • شدت آتش بقدري بود ، كه نمي شد كاري انجام داد .
  •  شعله آتش در موقع سوختن انسان ، به چه رنگي در مي آيد ؟

يك روايت واقعي .......تصوير آرشيوي است


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 5 خرداد1386ساعت 22:30  توسط بهروز مدرسی  | 

چرا سال ها پيش ، بيان اسم دايي از تلويزيون ممنوع شد؟

چرا مجريان شبكه سوم سيما ، اجازه بردن اسم علي دايي را هنگام مسابقات نداشتند ؟

به بهانه : رفتار ناشايست علي دايي ، در جلوي دوربين تلويزيون


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 5 خرداد1386ساعت 3:53  توسط بهروز مدرسی  | 

رزمنده خرمشهری و آرزوی آزادی خرمشهر

اون ايام رسم بود كه روي زمين، به ما نمي گفتند مجروحين را به كدام شهر و ديار ببريم . طفلكي ها حق داشتند كه نگن  .. چون بقدري آدم هاي راحت طلبي چون من ، چونه مي زديم كه اين طياره رو بفرستين تهران ..!! كه اون ها از كار و زندگي مي موندن ....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 3 خرداد1386ساعت 23:27  توسط بهروز مدرسی  | 

 

آقای احمدی نژاد ، لطفآ تعداد متجاوزان را زياد كنيد !

 

من به وعده هاي شما ، به سهام عدالت شما چشم دوخته بودم  ... خبري نشد ... بد تر هم مي شود .. پس به سان آن رعيت ... از شما تقاضايي دارم ...  تعداد اين سختي ها را زياد كنيد تا ذره ذره جان ندهم ..  و يه مرتبه تکلیفم روشن شود


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 خرداد1386ساعت 13:34  توسط بهروز مدرسی  | 

 منتخب وزارت آموزش و پرورش ، خانواده اي را فراري داد .

در ميان آدم هايي كه دور و بر جناب اشعري بودند ، جوانكي لاغر اندام بود كه ظاهرآ در اداره  قبلي آقاي اشعري ، مسئوليتي داشت . او هر روز به سروش مي آمد و به قول معروف نظرات مدير جديد را اعمال مي كرد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1 خرداد1386ساعت 5:54  توسط بهروز مدرسی  | 

در این مرکز " بیمه " واقعآ مردم را تحویل می گیرند .

روایتی از یک ماجرای واقعی ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1 خرداد1386ساعت 0:15  توسط بهروز مدرسی  |