حمله عراقي ها به يك فروند سي - ۱۳۰ در اهواز
قسمت دوم
بعضي از اون ها با تعجب به ما نگاه مي كردند . تعجب هم داشت چون همه اون ها ريش داشتند . و يا بر پيشاني شون پارچه رنگي بسته بودند . ولي من با اون سبيل هاي از بنا گوش در رفته و صورت سه تيغه و لباسي كه روي آن انواع و اقسام پچ ( آرم پارچه اي ) از نشون كله هواپيما گرفته تا پرچم و اتيكت چاپي و كلي كوفت و زهر مار باعث تعجب اون بنده خدا ها مي شد
حمله عراقي ها به يك فروند سي - ۱۳۰ در اهواز
همين كه راننده اومد ماشين رو پارك كنه ، از زبون يه مسافري شنيدم كه داره به زمين و زمان مخصوصآ به صاحب رستوران ناسزا مي گويد .. ! رفتم جلو و دليل اش رو جويا شدم ، بنده خدا اول جا خورد .... فكر كرد بسيجي هستم .. اين بود كه به تته پته افتاده و گفت من چيزي نگفتم آقا !!
افشاي اسرار اتمي ، توسط خلبان مست
واقعآ برام غير قابل هضم بود كه چرا فقط از اين دو هواپيما اين گونه مراقبت مي نمايند . در صورتي كه سري ترين هواپيماهاي جاسوسي آمريكا رو ما به راحتي نزديك اش مي شديم و سر از تمام قسمت هاي اون در مي آورديم . ولي اين دو فروند ب - 52 ها چه رازي در خود داشتند كه اين گونه حراست مي شدند ؟
شرح تصاوير زيبا از بزرگترين هواپيمايي كه تاكنون ساخته شده است
تا قبل از سال ۱۹۸۸ ميلادي ، انحصار بزرگترين هواپيماي جهان در انحصار ايالات متحده آمريكا بود . آن ها با ساختن هواپيماي سي - ۵ يا همون گالاگسي ، قادر بودند كالا و مسافران زيادي رو از قاره اي به قارهي ديگر جا به جا نمايند .
به جرم داشتن ویدئو ، افسر خلباني شلاق خورد !
با كمي دستكاري بر تيونر تلويزيون ، به خوبي فيلمي كه همسايه بالايي يا بغلي پخش مي كند ديده مي شود . روز عاشوراي حسيني بود كه من غمگين در خانه استراحت مي نمودم كه ديدم همسايه بي ايمانم داره يك فيلم مستهجني رو تماشا مي كنه ..
سرگذشت دردناك خلباني كه معتاد شد
يه بار كه دريكي از همين ماموريت ها كه به آمريكا مي رفتم ، نمي دونم پرتقال بود يا اسپانيا توي لابي هتل محل اقامتم چشمم به احمد افتاد . كه او هم از آمريكا بر مي گشت . با ديدنش خيلي خوشحال شدم . و با هماهنگي كه با دفتر هتل كرديم هر دو يه اتاق گرفتيم
اعتياد چگونه خلباني را از اوج به ذلت كشيد !
او چون با من رو دربايستي نداشت ، جلوي چشم هاي متعجب من وسايل منقل و بافور رو علم كرد .. خيلي ناراحت شدم ... گفتم احمد اين ديگه مشروب نيست .. بيچاره مي شي .. ولي او مث هميشه موضوع رو به شوخي و خنده عوض مي كرد
این چنین پرندگان سفر هوایی را نا امن می کنند !
پرندگان همیشه برای پرواز هواپیماها خطرناک بوده اند . و تاکنون صدمات جبران ناپذیری به ناوگان هوایی کشورها وارد نموده و در مواقعی باعث سرنگونی آن ها گردیده اند
ناوبري كه باد معده اش همه رو كلافه مي كرد !
بيشتر ترس و اضطراب من به خاطر اين بود كه اگر اين اتفاق بيفته و سلطان بهش بر بخوره چه عكس العملي رو انجام مي دهد ؟ و بيشتر از اين مي ترسيدم پاشه همين شبانه به شاه مملكت ما تلفن بزنه و بگه دستت درد نكنه .. من به خلبانانت احترام گذاشتم ، مدال طلا دادم ...
ریختن زندانیان سیاسی به دریاچه نمک قم

عده زيادي به تماشا ايستاده بودند . داوود لجن با مشت و لگد به جان اين بنده خدا ها افتاده بود . در جلوي گردان پرواز جايي كه اين افسر شجاع سال ها فرمانده بود ، چنان رفتار توهين آميزي كردند كه واقعآ دور از انسانيت بود . جالب اين جاست جرمي كه سروان محب به خاطر آن دستگير شده بود خيلي مسخره و باور نكردني بود
موش ناقلا پروازي رو لغو و هواپيمايي رو زمین گیر کرد !!
ناگهان صداي همهمه و جيغ و فرياد هاي مهيبي از پائين به گوش رسيد ... اين جور مواقع مهماندار چون گوشي به گوشش است بايد توضيح دهد كه چه اتفاق وحشتناكي رخ داده است كه اين چنين ناگهان صداي فرياد و جيغ اون هم از نوع زنانه اش به گوش مي رسد ؟ ولي هيچ پاسخ شنيده نشد . لودمستر هواپيما هم كه قانونآ بايد به گوش باشد ، از وي هم خبري نبود ..
وقتي چتر بازان بر روي سيم هاي خار دار افتادند !
وقتي روي ميدون آزادي رسيديم محسن هواپيماشو خيلي چسبونده بود به بغل دستي ... تو گوشي بهش گفتم محسن جان خيلي خطرناكه .. يه تكان يا توربالانس هر سه منفجر مي شيم .. يه كم تو رو خدا فاصله بگير !! مردمي كه پائين هستند نمي دونند كه اين كار چقدر تاكتيكي و سخت است ! ده متر هم فاصله بگيرم ، برامون هورا مي كشند !!
حکایت گاف های بزرگ سروش و رودستی که برادر آوینی خورد !
وقتي بالاخره آقاي آويني رو ديديم .. و ازش خواستيم مصاحبه نمايد ، تن در نداد كه نداد .. او معتقد بود كه به هيچ عنوان دوست ندارد صدايش ضبط بشه .. ناچار مجبور شدم يكي از ترفند هاي خط پروازي رو بهش بزنم . ابتدا اومدم حسابي از شاهكار هاي حاني براش تعريف كردم ... كه اين چنين است چنان كاري كرده .. خلاصه هر چه من از اين دخترك ريزه ميزه تعريف مي نمودم ، آقاي آويني بيشتر محو حرف هاي من و جثه حاني مي شد
وقتي به پرويز پرستويي تهمت بالا رفتن از ديوار را مي زنند !
همون خانم تهيه كننده به اتفاق يكي از ستارگان معروف سينما كه اتفاقآ همون ايام سريالش هم روي آنتن بود با همسرم گرم گرفته اند . و به قول معروف جي جي باجي شده اند ! از اون جا كه معمولآ همسرم در جريان كارهاي من نبود ديدم طفلك بد جوري محو اين خانم هنرپيشه شده و به اصطلاح آب از لب و لوچه اش سرازير گشته است !!
من از دهكده جذامي ها مي آيم
آن هايي كه روحيه حساس دارند ، نخوانند .
بيچاره جذامي ها با زخمي هولناك بر چهره خود مشغول دامداري و كشاورزي بودند . و هر يك از آن ها با ديدن افراد غريبه اي چون ما ، متحير مي نگريستند . واقعآ درناك بود .. بعضي بيني نداشتند ... برخي لب و گوشه اي از دهان خود را از دست داده بودند ..
ديد كم هواپيماي كماندو ها را به عراق كشاند !
ديگه چيزي با زمين فاصله نداشتيم كه باند فرود هم مشخص شد . اما همين كه نزديك تر شده و داشتيم چرخ ها رو به زمين مي گذاشتيم ، با كمال تعجب ديدم تابلوهاي تبليغاتي به زبان عربي در دو طرف باند ديده مي شود ! هنوز دوزاري هيچ كس كامل نيفتاده بود كه اين جا آبادان نيست ، ناگهان ديدم ....
چگونه به دبير كلي حزب خران منصوب شدم ؟!
آدم هاي گوناگوني هر شب به اين جمع صميمي خركي مي پيوستند . شرايط عضويت خيلي آسان بود . كافي بود يه كاربري در اتاق حزب با صداي بلند عرعر نمايد تا عضويت آن پذيرفته شود . دختر خانم هاي زيادي هم به اين حزب پيوسته بودند !! كه به عنوان " خانم خر " ناميده مي شدند !!
وقتي هواپيما وارد حريم كودكان مي شود
تصاوير زيبا و دلنشين از هواپيماهايي كه نقش كارتون هاي تلويزيوني بر بدنه آن ها نقش بسته است و مورد استقبال خانواده ها قرار گرفته است .