توفان شن در سودان فاجعه آفريد !
مسافران تازه كار با وحشت نظاره گر بيرون بودند .. تاريكي شب مانع از ديده شدن توفان شن بود .. بعد از اين كه خلبان تمام تلاش خويش را براي فرود در باند فرودگاه خارطوم به كار برده ولي به دليل شدت توفان شن كه با بارندگي شديد همراه بود ، تصميم مي گيرد در فرودگاه پورت سودان كه در كناره درياي سرخ واقع شده است به زمين نشيند ... سر ميهماندار مسافران رو دعوت به آرامش كرده و سعي مي كند وضعيت پيش آمده رو براي مسافران تشريح نمايد ..
خاطرات قدیمی من و سلطان قلب ها
در ميان خلبانان قديمي گردان سي - ۱۳۰ ، افسر خلباني به نام آقاي خليلي بود كه شباهت بي نظيري با مرحوم فردين داشت .. اين كه مي گويم شباهت ، نه اين كه يك مقدار ناچيز .. بلكه به معني واقعي و به مصداق سيبي كه از وسط نصف شده باشد ، به هم ديگر شباهت داشتند . انسان بسيار متواضع و با شرافتي بود . جزء نخستين خلبانان قديمي گردان سي - ۱۳۰ محسوب مي شد . كه معلم خلبان و فرمانده هواپيما بود . بچه ها او رو عمو خليل خطاب اش مي كردند ..
ماجرای نجات خلبان اقیانوس پیما !
در همين زمان بود كه هواپيماي هركولس با شروع باران بسيار شديدي مواجه شده و گزارش نمود . در پائين و لابه لاي امواج خروشنده هم خلبان كراميك زير آن باران شديد كاملاً خيس شده ولي پتوهاي اضطراري آلمينيومي را كه درون قايق نجات يافته بود دور خود پيچيده و با نگراني چشم به راه نجات خود دوخته بود كه در ساعت ۲:۴۰ دقيقه بامداد اولين نشانه هاي عمليات نجات ، يعني شليك منور از هواپيماي هركولس را بالاي سرش مشاهده كرد .……..
فيروز ،مردي كه ارتش را بازي داد !
معرفي و كنكاش در باره يكي از قهرمانان جنگ تحميلي
همراه با مسابقه
ماموریت نا تمام .... !
افسر ناوبر كه تمام فكر و ذكرش عدم برخورد با ابرهاي آتش زاي " سي . بي " بود ، براي لحظه اي از تغير جهت باد غافل شده و همين امر سبب تآخير چند ثانيه اي در وقت هاي پيش بيني شده گشته بود . هنوز آخرين كلام خلبان خطاب به مهندس پرواز كه قصد داشت بگويد تمام چراخ هاي داخل و بيرون هواپيما رو خاموش كن .. تمام نشده بود كه هواپيما با شدت تمام به سينه كوه برخورد كرد ! در يك لحظه صداي انفجار سراسر منطقه كوهستان رو فرا گرفت ....