تبليغاتX
دل نوشته های یک کهنه سرباز
شرح خاطرات دوران جوانی ، پرواز ، جنگ و مشاهدات روزانه . غير سياسي


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 29 آذر1387ساعت 20:49  توسط بهروز مدرسی  | 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 24 آذر1387ساعت 23:52  توسط بهروز مدرسی  | 

jdzfynz1eyb0yvrsin0q.jpg


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 22 آذر1387ساعت 21:59  توسط بهروز مدرسی  | 

پست ویژه


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 19 آذر1387ساعت 21:27  توسط بهروز مدرسی  | 

نقش فرح در مرگ بازماندگان سانحه

p2in0xgwk32lywa5jf7i.jpg

 تیمسار با دادن تریم و تنظیم سرعت سعی می کند دقیقآ در ابتدای باند فرود آید .. در حالی که چشم اش به عقربه سرعت بود تا هواپیما دچار استال ( واماندگی ) نشود ُ نیم نگاهی هم به ساختمان های ابتدای و اطراف فرودگاه داشت .. از ان می ترسید نکنه خدای ناکرده اهالی منطقه نیمه شب هوس نصب  انتن بزرگی رو  کرده باشند ..!!  با رسیدن هواپیما به منطقه شورت فاینال باند ُ تیمسار یه لحظه احساس کرد کمی های در امده است ( بالا تر از ارتفاع مجاز ) در همین حال با خود فکر کرد که بعد از عبور از بالای ساختمان ها ُ با شیرجه ای تند به ارتفاع مطلوب برسد .. یا این که با شل کردن هواپیما به حالت ( اسالت لندینگ ) سه چرخ فرود آید .. بچه های داخل کابین نفس  های خود رو در سینه حبس کرده بودند .. شاید با خود فکر می کردند اگه تیمسار فرمانده پایگاه نبود ُ بهش توصیه می کردند که عمل لو پس ( انصراف از فرود ) رو اجرا کرده و بعد از چرخیدن دوباره در مسیر فرود قرار گیرد ..  شاید خود تیمسار هم چنین راه حلی به فکرش رسیده بود .. اما به خاطر پرهیز از حرف زیر دستان و این که فردا نگویند تیمسار موفق به فرود نشده و گو اراند گرد .. از اخذ چنین تصمیم درست صرف نظر کرد .. تیمسار در شرایط دشوار تر از این وضعیت بار ها فرود امده بود .. و هواپیما همچون مومی نرم در دستانش بود .. از طرفی به قابلیت های مرکب اهنین اش اعتماد داشت .. از این رو تصمیم گرفت با احتیاط غول آهنین رو روی باند کشانده و سریع یا تغیر وضعیت ملخ ها ( ریورس ) و ترمز شدید در انتهای باند ان را متوقف کند  با این تفکر تمام حواس اش رو معطوف به باند کرده و ادامه داد ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 15 آذر1387ساعت 3:31  توسط بهروز مدرسی  | 

دلسوزي خلبان تام كت در نبرد هوايي !

 8jur6pspublmwx7nswef.jpg

 درست در روزگاري كه تازه انقلاب پيروز شده بود .. و هنوز دقيقآ جا نيفتاده بود . يه بحثي در محافل سياسي در گرفت كه خيلي من و همكارانم رو آتيش زد !! . قضيه از اين قراره كه بعضي از مسئولان تازه به قدرت رسيده در ملامت و دشمني با رژيم پهلوي ، خريد انبوهي هواپيماي اف - ۱۴ رو كاري عبث و بي فايده تشخيص داده و عملآ با ناميدن آهن پاره قصد انهدام آن ها رو داشتند .. تو همين فكر و خيال بودم و داشتم از غصه دق مي كردم كه خبر رسيد .. چه نشسته ايد .!!؟ مي گن بايد ارتش رو منحل كنند !! خب ما هم بقدري تو گوش مون خوانده بودند كه اگه از ارتش بيرون بياييد ، بيچاره و بدبخت شده و بايد گدايي كنيد ، كه فكر مي كرديم اگه ارتش رو منحل كنند ، واقعآ بيچاره خواهيم شد . شب ها از ناراحتي خواب و خوراك نداشتم . تا اين كه شنيدم حضرت امام ره با پيشنهاد انهدام تامكت ها و ارتش مخالفت فرموده و جلوي آن عده به ظاهر انقلابي در امده است .. البته بعد ها همون افرادي كه اف - ۱۴ رو آهن پاره مي ناميدند ، و خواهان انحلال ارتش بودند ، خود دست شون رو شده و از حيطه قدرت كنار گذاشته شدند ..  وارد مباحث سياسي نمي شوم  و كاري به اسامي آن گروهك ها ندارم ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 6 آذر1387ساعت 23:52  توسط بهروز مدرسی  | 

به ياد سروان هدي ، عقاب تيز پرواز

n4acgo3nfp2a63fxa279.jpg

از زیر جت جدا شد با دود سفیدش تعقیبش کردم رفت طرف جت عراقی که یه میگ 23 ب ان بود تا خواست ارتفاع کم کنه تبدیل به یه گلوله ی اتش شد وزیری: دومی ساعت 7 ما است داره فرار می کنه می زیم جلو ولی فقط 70-80 کیلومتر بیشتر نه هدی پرسید قفل کردی .وزیری گفت الان نمی تونم .......ولی الان شد صبرکن صبر کن صبرکن دارمش برو دختر خوب(منظورش اف -4 بود) وزیری گفت اماده ی شلیک هدی جواب دادم شنیدم وزیری گفت می شه من موشک رو شلیک کنم هدی: گفت البته انجامش بده هدف یه میگ 23 alm بود


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1 آذر1387ساعت 11:4  توسط بهروز مدرسی  |