اشرف ، خلبانی می خواهم خوش تیپ باشه ، سيگاري هم نباشه !
سخني شبيه ي مقدمه :
اگه يادتون باشه در باره كانكس { وي آي پي } مطلبي نوشتم و اشاره كردم وقتي خاندان سلطنتي مخصوصآ خود محمد رضا شاه قصد سفر با هواپيما رو داشت ، اين اتاقك يا همون كانكس رو داخل هواپيماي سي-۱۳۰ قرار مي دادند و شاه با آن اين ور آن ور مي رفت . داخلش خيلي مجهز و راحت بود . حتي درون آن صفحه آلات دقيقي مثل كابين خلبان تعبيه شده بود كه اعليحضرت هنگام پرواز موقعيت هواپيما و مسيرش رو كنترل كنه . هر سال عيد نوروز كه با خانواده اش به جزيره كيش مي رفت ، از اين وسيله استفاده مي نمود .

با خريد جت بوئينگ ۷۰۷ در نيروي هوايي ، و اختصاص و تجهيز يك فروند از آن به نام " شاهين " ديگه اغلب با اون به مسافرت مي رفت . هواپيمايي كه ظاهرش جز رنگ آبي آن ، فرقي با ديگر هواپيما هاي ۷۰۷ نداشت ، اما داخل آن به صورت خيلي مجللي تزئين شده بود . البته اين رو اضافه كنم كه از ارج و قرب سي -۱۳۰ چيزي كم نشده بود . چرا كه براي سفر به شهر هايي چون "بيرجند " و غيره كما كان از آن بهره مي جست .

با افزايش بودجه كشور كه حاصل درآمد فروش نفت بود ، و بحران انرژي بوجود آمده در جهان به ويژه آمريكا طي سال هاي ۲-۷۱ ميلادي و خريد انواع ديگر هواپيما براي نيروي هوايي ، اشرف پهاوي رو بر آن داشت تا از اين نمد كلاهي هم براي خود دست و پا نمايد ، لذا تصميم گرفت چند فروند هواپيماي جت كوچك ، با قابليت هاي پروازي بالا خريداري نمايد . منتهي نه از امريكا ، بلكه از كشور فرانسه كه با عرصه هواپيما هاي " جت فالكون " انقلابي در صنعت هوانوردي بوجود آورده بود . در مورد پيوستن اين نوع هواپيما ها ، ذكر اين نكته ضروري است كه بنده به شنيده هاي خود اكتفا مي كنم . و در جريان خريد آن نبودم . فقط يادمه كه اون ايام نام " جت فالكون " رو هواپيماي اشرف نام نهاده بودند !!
تصويري آرشيوي از من ، و هواپيماي جت فالكون در پشت سرم

خلبان مخصوص شاه :
قبل از طرح هر موضوعي ، اجازه مي خوام بار ديگر تآكيد نمايم كه " بنده فقط راوي هستم " و قصد دارم در مورد ( تيتر بالا ) به نقل خاطره اي بپردازم . حال اگر سرهنگ معزي خائن بوده يا خادم ، فراري بوده يا آدم خوبي بوده ، پروازش خوب بوده يا بد ... به بنده هيچ ربطي ندارد . يا در مورد شخص اشرف پهلوي ( اين كه ديگه {يا } نداره !! خود طرفداران سلطنت هم از كار هاي او شاكي بودند !!) . پس لطفآ منو وارد مسايل سياسي نكنيد . متشكرم .
در اون ايام ، هر خلباني اجازه پرواز با خاندان پهلوي رو نداشت . يادمه تا همون اواخر سلطنت شاه ، يه خلبان آمريكايي به نام { بلو منستين } هميشه با هواپيماي " شاهين " پرواز مي كرد . او در گردان پروازي پايگاه حضور نداشت . تو عمليات كه بودم ، مرتب اسمش رو به عنوان فرمانده هواپيما در پرواز آبي ( نام پرواز خاندان سلطنتي ) ، مي ديدم . يكي دو بار هم در اون زماني كه ديگه چيزي به آغاز انقلاب نمونده بود ، ديدمش .. كمي مضطرب بنظر مي رسيد ... البته زودتر از ساير مثتشاز هاي آمريكايي فلنگ رو بست .

سرهنگ خلبان بهزاد معزي ، كي بود ؟
اون هايي كه سن و سالي ازشون گذشته ، حتمآ با نام سرهنگ " معزي " آشنايي دارند . همون خلباني كه اوايل انقلاب اسمش حسابي سر زبون ها افتاد ه بود . بله ... او شخصي بود كه خاندان سلطنتي را با هواپيماي "شاهين " از ايران برده بود ، و بعد از مدتي آواره گي ، بالاخره طياره رو به كشور برگردوند . و به خاطر همين اقدامش ، دست كمي از قهرمان ملي نداشت . و علي رغمي كه ساليان متمادي خلبان ويژه دربار بود ، كسي با او كاري نداشت . و حتي ارتقاء مقام هم يافته و به سمت فرمانده گردان ۷۰۷ منصوب شد !!
پس از گذشت مدتي ، همين بابا ، در غائله سياسي سلب مصونيت سياسي بني صدر ( اولين رئيس جمهور ايران ) و اختشاش گروهك منافقين ، به دليل اعتباري كه داشت ، از اعتماد آقايون دژبان هاي حراست نيروي هوايي ، سوء استفاده نموده ، و بني صدر رو به همراه خانواده اش همچنين مسعود رجوي را با يك فروند تانكر سوخت رسان بوئينگ ۷۰۷ ، در زمان جنگ فراري داد ...( اگر موضع گيري منفي نفرماييد ، در مورد چگونگي اين فرار بزرگ هم ، مطلبي جداگانه خواهم نوشت ) . حال كه با اين فرد آشنا شديد ، زمان رو كمي به عقب برگردونده ، و در مورد انتخاب خلبان براي هواپيماي جت فالكون ، كه متعلق به اشرف پهلوي بود ، ماجرايي رو بيان مي كنم :
در همون ايامي كه قرارداد خريد هواپيما هاي جت فالكون قطعي شده بود ، قرار گرديد طبق معمول تعدادي خلبان براي فراگيري و آموزش فنون پرواز ، راهي كارخانه سازنده اش در فرانسه شوند . در اون زمان بهزاد معزي فرمانده گردان پروازي بود . علاوه بر اين ، او به همراه تني چند از افسران خلبان ، وظيفه پرواز با خاندان سلطنتي رو هم به عهده داشت . يعني فقط همين افراد به فرماندهي شخص معزي ، اجازه چنين پروازي رو داشتند . او ظاهري جدي داشت . معمولآ كم حرف مي زد و در موقع عصبانبت ، عادت داشت سبيل هاي بور خود رو بجود .. !!

من كمتر چهره خندان او رو ديده بودم . وي حتي با نزديك ترين دوستان خود هم ، برخوردي جدي داشت .همه از او حساب مي بردند .. يك روز صبح در پايگاه بوديم كه خبر رسيد جناب معزي رو به دربار احظار كرده اند . البته اين مسئله اي عادي تلقي مي شد ، چون او معمولآ به دربار رفت و آمد داشت . ولي اون روز وقتي نزديكي هاي ظهر برگشت ، خيلي عصباني بود . مرتب سبيل هاي خود رو مي جويد . معزي تمام بچه ها رو جمع كرد و با ناراحتي چنين گفت :
والا حضرت اشرف پهلوي منو به حضور پذيرفتن و امر فرمودند ، براي جت فالكون ام يه چند تا خلبان جوان مي خواهم كه اولآ خوش تيپ باشند ... دومآ سيگاري هم نياشند ..!! البته من در جواب والاحضرت عرض كردم كه : تمام خلبانان من ، هم زشت اند و هم سيگاري ..!! عاقبت چند نفري رو كه انصافآ زياد هم خوش تيپ نبودند ، انتخاب كرده و اسامي آن ها رو به اداره ضد اطلاعات ارتش معرفي نمود ...

بعد از انقلاب ، براي تكميل دوره ي اين نوع هواپيما ، قرعه به نام من هم افتاد . البته نه به مفهوم قرعه كشي ، بلكه صد در صد انتصابي بود . يادمه سرپرست خط پرواز اون موقع آقاي محمد معمارزاده بودش . منو صدا كرد و گفت اسم تو رو براي جت فالكن رد كردم ... اما اجل به من مهلت نداد و درست در همون ايام من اولين سكته ام رو كردم . و بجاي من يكي از دوستام به نام ، صادق الوعده منتقل شد . گفتني است جت فالكون همون هواپيمايي است كه شهيد ستاري خورد زمين .. و اين اواخر هم ، شهيد احمد كاظمي فرمانده نيروي هوايي سپاه پاسداران در اروميه دچار سانحه گرديد .... روحشان شاد .
در پايان ، من عكس اشرف رو نتونستم پيدا كنم . دوستاني كه دارند ، در كامنت مرا مطلع فرمايند تا در صفحه بگذارم .
كل مطالب خاطرات پرواز در وبلاگي جداگانه http://bmodarresi.blogfa.com/ مشاهده فرمائيد .
با تشكر : بهروز مدرسي

ايام به كام
