
چرا آثار مهران مدیری پر مخاطب است ؟
انگار همين ديروز بود كه از سر تفنن و بي كاري اقدام به راه اندازي وبلاگ كردم . بله دقيقآ پنجم فروردين ماه پارسال بود كه نخستين مطلب ام رو نوشتم . و دو روز بعد نرم افزار شمارش مخاطب رو از سايت وبگذار بر روي آن قرار دادم . اصلآ فكرش رو نمي كردم كه روزي اين وبلاگ به دليل استقبال تبديل به سايت خواهد شد . هرگز به مخيله ام خطور نمي كرد كه اين وبلاگ براي من دوستاني اين چنين با محبت و گرامي به ارمغان آورد . ولي اجازه مي خواهم يه اعتراف كوچك بكنم ... با آمدن اين وبلاگ به قلب من كه حامل پيام عشق و دوستي شما عزيزان است ، ديگه افسردگي و قلب درد از خانه ام كوچ كرده است . شايد باور نكنيد حاضر نيستم لحظه اي با شما بودن رو با دنيا عوض اش كنم . از بركت همين سايت بود كه با ياران و دوستان ارجمندي آشنا شدم . و باز از همين طريق بود كه دوستان و همكاران قديمي ام رو پيدا كردم . واقعآ شما همه چيزم هستيد . واژه زيباي عشق رو با شما ها معتي مي كنم .. نخستين بار سه ماهگي وبلاگ رو جشن گرفتم ... چندي بعد جشن شش ماهگي به راه بود . و حال خاطره يك سال با شما ياران همدل بودن رو گرامي مي دارم . چه اشگ هايي كه موقع نگارش خاطرات گذشته از ياد آوري فقدان دوستان قديمي يا به ياد هواپيمايي ساقط شده ريختم ... چه ذوق و شوق هايي را پشت مانيتور كامپيوترم از پيام شما ها بروز دادم . هر چه بود عشق بود و دوستي ... من صميمانه ترين شادباش ها رو در سال جديد نثار شما عزيزان مي كنم ... قربون همه تون برم . اميدوارم در سال جاري لياقت حضور مجدد در پيشگاه شما رو داشته باشم .

http://www.lightshine.ae/Home_app.asp
http://www.dubaipilotshop.com/servlet/StoreFront
در غیبت نشریات !
در ایامی که تمام نشریات و جراید به مناسبت آغاز سال نو در تعطیلی به سر می برند ، كار سايت هاي هنري و خبري حسابي سكه است ! و در غيبت رسانه هاي مكتوب حسابي غوغا به پا كرده اند . آن چه اين روزها نظر وب گرد ها رو جلب كرده است ، نقد هاي متفاوتي است كه در مورد سريال اخير مهران خان مديري به رشته تحرير در آمده است . اغلب با نگاه مثبت به سريال تلويزيوني " مرد هزار چهره " پرداخته اند . خب از آن جايي كه من از ابتداي حضور " مهران مديري " به عرصه كارهاي هنري ، شاهد تلاش هاي مستمر او بودم ، و در مقاطعي هم به عنوان مدير تبليغات و روابط عمومي اش با وي همكاري نزديك و تنگاتنگي داشتم ، از غيبت رسانه ها سوء استفاده كرده ! و بر آن شدم تا از زاويه ديگري به بيان خاطراتي كه با اين هنرمند خلاق داشتم ، بپردازم .
چي شد كه به تلويزيون پيوستم ؟
در خاطرات قبلي ام چگونگي حضور و همكاري ام با صدا وسيما رو به تفصيل شرح داده ام . ولي از اون جايي كه ممكنه برخي خوانندگان محترم تازه دگمه تلويزيون ... اوه ببخشيد منظورم تازه به جمع ياران همدل سايت پيوسته اند ، بار ديگه به آن مي پردازم . فقط خواهش مي كنم باز اعتراض نكنيد كه چرا طولاني مي نويسي ؟!! بعد از آن كه از نيروي هوايي بازنشسته شدم ، و از شوك حاصل از آن و بي كاري به همراه خانواده ام سماق مي مكيدم يه روز بر حسب اتقاق محافظ ارشد يكي از مقامات عالي رتبه نظام رو تو خيابون زيارت كردم . حاج آقا كه بر عكس ظاهر خشن و عبوس خود قلبي رئوف در سينه اش مي تپيد ، وقتي فهميد بي كار هستم دلش حسابي به رحم اومده و خطاب به من گفت ... دوست داري يه قرار ملاقات با حاج آقا ( منظورش همون مقام عالي رتبه بود ) بگذارم ؟ بلافاصله پيشنهادش رو پذيرفتم . منتها يه شرطي گذاشت و آن اين بود كه .... وقتي براي پرسيدن زمان ملاقات به خونه مون زنگ زدي ، به حاج خانم ما يه وقت نگي كارت چيه !! سريع دوزاري ام افتاد كه طرف شغل حساس اش رو از عيال مربوطه پنهان كرده است !!
هفته بعدش طبق قرار قبلي به خونه رئيس محافظان آن مقام مسئول زنگ زدم ... خوشبختانه خودش گوشي تلفن رو برداشت و بدون اين كه پاسخ سلام و تشكر هاي مودبانه من رو بدهد سريع آدرس محل ملاقات و ساعت حضورم رو بيان داشت . يادمه سه شنبه روزي بود كه با ترس و لرز كه حاكي از شرم و حيا بود به دفتر آن بزرگوار مشرف شدم . اين رو هم بگم ، در زمان جنگ من به دفعات حاج آقا رو به همراه محافظ هايش به جبهه هاي حق عليه باطل برده بودم . و از اون جايي كه قبل از سكته آدم معاشرتي و خوش مشربي بودم ( نگيد از خودش داره تعريف مي كنه ! ) با اكثر شخصيت ها آشنا بودم . دليل اش رو قبلآ هم عرض كردم.. فقط براي حل مشكلات مردم بود . و هرگز براي شخص خودم چيزي از آقايون درخواست نكرده بودم . و اين نخستين بار بود كه به اصرار فردي ديگر آن هم جهت پيدا كردن كار به پيشگاه مقام مهم حكومتي مي رفتم ..
خلاصه بگم ... ايشون كلي من رو تحويل گرفته و در پايان مقرر فرمودند هفته آينده در چنين روزي به ملاقات رئيس سازمان صدا و سيما كه آن ايام آقاي محمد هاشمي رفسنجاني بود ، بروم . ماجراي چگونگي حضورم نزد آقاي هاشمي خود داستان مفصلي داره كه اگه فرصت شد در مطلبي جداگانه به آن اشاره خواهم كرد . در نهايت به امر ايشون در مجله سروش به عنوان كارمند امور بين الملل ( بهتره شما بخوانيد پا دو ! ) مشغول به كار شدم . چون اون موقع رسم بود نسق تازه وارد ها رو بكشند ! تا اگر اهل كار بود ، استخدامش كنند ... به اين ترتيب بود كه جزء اهالي سروش شدم . و از اون جايي كه به نويسندگي و تهيه گزارش هاي هنري علاقه زيادي داشتم ، طولي نكشيد كه پله هاي ترقي رو يكي يكي و گاهي هم دو تا دوتا طي كرده و بعد از مدت كوتاهي علاوه بر نقد كتاب ، به كار هاي تهيه مطلب هم پرداختم . و در كم تر از يك سال در مقام دبير سرويس واحد راديو تلويزيون مشغول به كار شدم ... هيچ گاه خاطره چاپ نخستين نقد كتاب ام رو فراموش نمي كنم .
پشت پرده تلويزيون و توليدات آن ...
اجازه می خواهم مثل روال همیشگی سایت ، يه مقدار عميق تر به مسايل صدا و سيما و روابط پشت پرده آن پرداخته تا بيشتر با فضاي حاكم آن آشنا شويد . مسايلي كه حتم دارم در كم تر جايي آن را خوانده ايد . مخصوصآ از زماني كه تعداد شبكه هاي تلويزيوني افزايش يافته و به طبع آن بخش خصوصي وارد كارزار تهيه كنندگي توليدات تلويزيوني شد و يا با گسترش چشم گير تبليغات راديو تلويزيوني كه به دنبال آن شركت هاي انحصاري به ثبت رسيده و يك شبه خيلي ها به اوج رسيدند .. در چنين شرايطي ، روابط انسان هاي درون سازمان هم تابع شرايط خاصي شد . بي دليل نيست چهره هايي ماندگار شدند .. و برخي هم كه قاعده بازي را فرا نگرفته بودند ، خود به خود از صحنه خارج شده و صحنه فعاليت را براي تازه وارد ها به جاي گذاشتند . در اين ميان نقش مديران سالم و انديشمند در ارتقاي رسانه ملي از حساسيت بالايي بر خوردار شد ...
صادقانه می گم ... ای کاش می شد به راحتی از انواع روابط حاکم بر صدا و سیما سخن گفت .. ولی افسوس که خطوط قرمز این سازمان ، خيلي گستره تر از خطوط قرمز خود نظام جمهوري اسلامي است !! و بي اغراق من تمام اين خطوط و حريم آن ها رو مي دونم . بي جهت نيست كه هشت سال تمام مسئوليت دبير سرويسي تنها نشريه تخصصي سازمان را عهده دار بوده و هرگز به اصطلاح گاف ندادم . آن هم سرويس حساس و پر تنش راديو و تلويزيون را !! به همين دليل ارتباط تنگاتنگي با هنرمندان و تهيه كنندگان داشتم . مخصوصآ از زماني كه با حفظ سمت به تلويزيون دعوت شدم بيشتر با اين گونه روابط آشتا شدم .. به هر حال همه مي دانند در هر سازماني دو گروه افراد حضور دارند ... سالم و نا سالم .. من سعي مي كنم با تشريح برخي روابط سالم ، فضاي تجسم عكس آن را هم براتون فراهم آورم . تا خودتون به آن برسيد ...
حاميان بزرگ تلويزيون .....
وقتي صحبت از حامي در تلويزيون مي شود ، همه ناخودآگاه ياد حاميان مالي افتاده كه با اسپانسر شدن در توليدات تلويزيوني ، به تبليغ كالاي خود مي پردازند . اما واقعيت اين است در سازمان صدا و سيما دو گونه حامي وجود دارد . اولي مديران رده بالاي سارمان است . كه از اهميت خاصي برخوردار است . و هر تهيه كننده قبل از هر چيز بايد زمينه اعتماد مدير ارشد خود را به دست آورد . تا بتواند بدون هيچ دغدغه اي كار هنري خويش را توليد نمايد . البته هر چه ميزان بودجه لازم براي تهيه مجموعه تلويزيوني بالا برود ، نياز به حامي بزرگ تر دارد . به همين دليل با طبقه بندي توليدات و گروه بندي آن ، حلقه ارتباط با حاميان مشخص مي شود . براي مثال اگر تهيه كننده اي قصد ساخت سريال " الف " را داشته باشد ( مثل سريال امام علي ع و غيره ) مي بايستي براي تصويب مخارج آن علاوه بر جلب نظر مساعد مدير گروه و مدير شبكه ، از طريق سيستم هاي تعريف شده ، نظر شوراي عالي را هم كسب كرده و به اصطلاح تآئيد آن ها رو هم بگيرد .
حامي دوم كه همان اسپانسر است ، زياد مهم نيست . زيرا افرادي وجود دارند كه خيلي راحت اين وظيفه رو به عهده دارند . و با گرفتن كمسيون مربوطه ، اين شركت هاي بزرگ رو وارد معامله با تلويزيون مي كنند . در سينما هم اخيرآ پاي اسپانسر ها به فيلم هاي فارسي باز شده است . يادمه يكي از بازيگران خيلي مشهور كه اتفاقآ با من هم دوستي عميقي دارد ، يه روز به دفترم آمده و گفت ... فلاني تا كي مي خواهي با نوشتن گزارش و نقد براي نشريات چندر قاز درآمد كسب كني ؟!! به جاي اين كار ها شاگرد هاتو بفرست سراغ شركت ها تجاري ... فرقي نمي كنه توليد كننده دستمال كاغذي باشه .. يخچال فريزر باشه يا يك بيمارستان خصوصي . ببين چقدر براي تبليغ كالاشون حاضرند پول بدهند ؟ به همان نسبت هم ما در فيلم هاي فارسي از كالا هاي آن ها استفاده مي كنيم . و مثلآ به خانم هديه تهراني مي گوييم دماغ اش را در كدام دستمال كاغذي فين كند !! يا بازيگران از داخل چه يخچالي آب بردارند !! اگه صاحب يه بيمارستان پول بده ، ما از هنرپيشه مون مي خواهيم جلوي تابلوي بيمارستان آدرسي را بپرسد .. تا تابلو بيمارستان در كادر بيفتد !! اگه زياد پول داد .. ما بخشي از لوكشين فيلم را در بيمارستان طرف مي گيريم !! زياد اگه حال داد ، حتي فيلمنامه رو هم عوض كرده و از بخش هاي مختلف آن فيلم مي گيريم !!
اگر چه من احمق اين پيشنهاد رو نپذيرفتم و بعد ها شنيدم بچه خواهر همين بازيگر سرشناس اين كار رو با برنامه انجام مي دهد ، ولي عوض اش هر وقت يك فيلم سينمايي يا برنامه تلويزيوني رو مي بينم ، قبل از هر چيز به اين جزئيات آن دقت مي كنم !! البته اين رو هم بگم .. اداره بازرگاني صدا وسيما جلوي اين گونه ترفند ها رو گرفته است . و تنها تبليغاتي رو نشون مي ده كه صاحب كالا طبق تعرفه حق و حقوق آن ها رو پرداخت كرده باشد . ولي در سينما اين قاعده هنوز مهار نشده است . و به گفته دوست بازيگرم ، فيلم هاي سينمايي بعد از مدتي در سيما نمايش داده مي شود ، و اداره بازرگاني هم به اين تبليغات كاري نداره !! فكر كنم خيلي حاشيه رفتم .. ولي براي درك مطلب اصلي لازم بود . خب با اين تفاصيل ، مي بينيم بعضي از كارگردان هاي سيما مثل همين آقاي مديري خودمون خيلي خوب اين سوراخ دعا رو پيدا كرده و علنآ لوكشين هاي خود رو در فروشگاه هاي بزرگ محصولات خانگي خارجي يا بانك ها قرار مي دهد . گاهي هم خيلي در اين زمينه افراط كرده و كل محتواي مجموعه رو به تبليغ محصولي خاص مي پردازه ! البته اشتباه نكنيد .. او تمام اين كار ها رو در چارچوب قانون انجام مي دهد . به عبارتي حق و حقوق واحد بازرگاني رو مي پردازد .
در حقيقت يكي از راز هاي ماندگاري " مهران مديري " استفاده از روابط اقتصادي سالم و ترغيب سرمايه داران براي پذيرش اسپانسر برنامه هاي خود است . چيزي كه خواست مديران رده بالاي تلويزيون هم است . زيرا با تزريق اسكناس هاي كلان ، دست آن ها را هم براي تهيه و توليد برنامه هاي پر هزينه باز مي گذارد . و ديگر متكي به بودجه كم سازمان نيستند . و هر گونه كه صلاح بدانند از اين سرمايه استفاده مي كنند . در سال هاي نه چندان دور كه هنوز مقرراتي براي اين گونه بودجه ها تدوين نشده بود ، تهيه كنندگان و مديران به مشگل بر مي خوردند . براي روشن شدن ذهن شما با بيان مثالي مي روم سر اصل موضوع .. اگه يادتون باشه سال ها پيش در ايام ماه مبارك برنامه اي از شبكه پنج سيما پخش مي شد ( حالا هم مي شود ) كه هدف آن آزادي زندانيان و رسيدگي به افراد بي بضاعت بود . يادمه در همون ابتدا پول كلاني از سوي خيرين جمع شد . كه نه متعلق به سيما بود و نه تهيه كننده آن مي توانست آن را خرج كند !! به همين دليل تهيه كننده آن با همكاري عده اي يك بنياد خيريه تآسيس كردند كه من هم خير سرم مدير كل امور بين الملل آن بودم ! ولي بعد ها با تجمع سرمايه هاي مردم و عدم مديريت صحيح ، همه مديران راهي زندان اوين شدند ! و از آن جايي كه من به خاطر خيريه بودن آن ديناري دريافت نكرده بودم ، جان سالم به در بردم !!
پس متوجه شديد كه حاميان چه نقش حساسي در رشد و بقاي يك تهيه كننده يا گارگردان و حتي بازيگر دارند . و كساني هميشه برنامه هاشون روي آنتن مي رود كه بازي با قوائد رو بلد باشند . خيلي ها رو هم مي شناسم كه از حمايت حاميان سوء استفاده كرده و خيلي زود از صحنه اوت شدند . نمونه آن آقاي " پ " در شبكه پنج تهران بود كه با جلب نظر مدير وقت شبكه ، توليد روزانه برنامه زنده اي رو به دست آورد . و با زد و بند هايي كه انجام داد ، يك شبه به يكي از سرمايه داران بزرگ تهران تبديل شد ! اما خيلي زود دست او رو شده و با يك اردنگي از محيط تلويزيون بيرون رانده شد . پس متوجه شديم وجود نهادي قانوني براي انباشت اين گونه سرمايه ها چقدر به نفع سازمان تمام شده است . و تنها كساني برنده اند كه اين روابط رو شناخته و از راهش وارد آن شود . بگذريم .. حال با اجازتون سراغ مهران مديري رفته تا ببينيم چرا موفق است ؟!
چگونه مهران مديري بازيگر موفقي شد ؟
تا يادم نرفته عرض كنم برخي تصاويري كه در اين صفحه استفاده كرده م ، از سايت " ۳۰ نما " كه در بالاترين قرار داشت برداشتم . كه جا دارد از مسئولان و عكاس آن تشكر كنم . خوشبختانه من در مقطعي به تلويزيون پيوستم كه آهنگ تحولات اساسي آن كليد خورده بود . به عبارتي از نزديك شاهد افتتاح شبكه هاي تهران ( كانال پنج ) ، شبكه سوم ، شبكه چهار و شبكه خبر بودم . جالبه بدونيد در هر شبكه يكي دوتا خانم خبرنگار زبر و زرنگ هم معرفي كرده بودم تا در مقام نماينده ام هر گونه خبري رو بهم اطلاع دهند . ضمن اين كه به دليل ارتباط صميمانه اي كه با مديران شبكه ها داشتم هميشه خبر هاي دست اول رو كسب مي كردم . شايد باورتون نشه كار به جايي رسيده بود كه ساير نشريات خبرهاي تلويزيوني شون رو از ما مي گرفتند . چون آن ها اجازه نداشتند مستقيم خبر يا گزارشي رو از شبكه اي دريافت نمايند و بايستي از طريق روابط عمومي سيما به آن ها دست مي يافتند ! در صورتي كه فقط سروش مجاز به ارتباط مستقيم بود .
در آن زمان همين آقاي " علي اصغر پورمحمدي " مدير فعلي شبكه سوم سيما در راديو فعاليت مي كرد . و از آن جا كه به دليل مسئوليت ام با اغلب مديران گروه ها و شبكه هاي راديو تلويزيون در ارتباط بودم ، ايشان از من دعوت كرد تا با راديو همكاري كنم . ولي من نپذيرفتم . تا اين كه حاج آقا پور محمدي به تلويزيون آمده و مسئوليت گروه اجتماعي شبكه هاي اول و سوم رو به عهده گرفت . او به همراه خودش بعضي از تهيه كنندگان و مجريان راديو رو هم به تلويزيون آورد . در همين مقطع بود كه من هم به ايشون پيوستم . در ميان ياران قديمي حاج آقا شخصي به نام " آقاي ك " بود كه اغلب برنامه هاي طنز رو توليد مي كرد . و چون آدم درستكاري بود ، هميشه برنامه اي براي توليد داشت . اين بابا تمام كارهاي روابط عمومي و تبليغات اش رو به من سپرده بود . در همين زمان مهران مديري به همراه چند جوان ديگر از جمله ... شفيعي جم ، امير فضلي ، رادش و ... در برنامه اي تحت عنوان " ساعت خوش " كه در ايام نوروز پخش مي شد ، خيلي خوب درخشيدند .
به بركت اين برنامه و بازي هاي چشم گير مهران مديري ، آن ها يه شبه تبديل به چهره شدند . ديگه هر جا پا مي گذاشتند بعضي مردم هنرپيشه نديده طوري غش و ضعف مي رفتند كه نگو ... متآسفانه يه رسم خيلي بدي كه در صدا و سيماي ما جاريه به محض گل كردن برنامه اي ، بلافاصله عده اي دست به كار شده و عين آن كار رو كپي كرده و به خورد مردم مي دهند . غافل از اين كه هر برنامه شرايط زماني و مكاني خودش رو داره ... از اين رو كارهاي متفرقه اين گروه ديگه مثل ساعت خوش نگرفت . و گروه متفرق شده و هر كي در برنامه اي جذب شدند . مهران مديري هم كه از لحاظ ارايه هنر بازيگري يه سر و گردن بالاتر از بقيه جوون ها بود ، عاقلانه عمل كرده و گول وسوسه هاي اغوا كننده ساير تهيه كنندگاني رو كه در سر انديشه ساعت خوشي ديگري رو داشتند نخورد . و به طور مستقل شروع به تهيه برنامه هاي تركيبي و آيتم هاي طنز پرداخت ..
تا اين كه بخت و اقبال به سوي اين بازيگر عاقل و انديشمند روي آورده و يه روز غروب كه در يكي از خيابان هاي تهران ( فكر مي كنم خيابان شريعتي بود ) سرگرم تهيه برنامه طنز خود بود ، آقاي " ك " از او دعوت كرد تا به گروه آن ها پيوسته و به تهيه كنندگي او كارهاي بزرگ تري را در گروه اجتماعي شبكه سوم سيما زير نظر حاج آقا پورمحمدي انجام دهند . اتفاقآ من هم در آن روز همراه آقاي " ك " و " الف " كه قائم مقام جاج آقا در گروه بود ، به لوكشين مهران مديري رفتيم . آوازه حاج آقا پور محمدي و تهيه كننده آس او قبلآ به گوش مهران مديري رسيده بود . به همين دليل خيلي زود پاسخ مثبت به پيشنهاد فوق داده و رسمآ به اين گروه پيوست . جالبه بدونيد تهيه كننده فوق علاوه بر ساخت برنامه هاي جالب طنز و شو هاي زنده تلويزيوني به دليل همون اعتمادي كه نام بردم اغلب مديريت جشن هاي سالگرد شبكه سوم رو هم به عهده داشت . و از آن جا كه آدم دست و دل بازي بود و مثل بعضي تهيه كنندگان تلويزيوني خسيس و ناخن خشك نبود ، خيلي ها آرزوي كار با او را داشتند .
بدین ترتیب مهران مدیری که ستاره بخت اش می رفت تا با از یاد رفتن خاطره ساعت خوش از اذهان مردم به فراموشی سپرده شود ، با پيوستن به گروه اين تهيه كننده و حمايت مستقيم حاج آقا پورمحمدي كه واقعآ اعتبار درخشاني در صدا و سيما داشت و تلاش بيش از حد خود او و هنر نمايي هاي منحصر به فردش سبب شد تا برنامه هايش گل كند . اما نكته قابل توجه ديگري كه در محبوبيت اين بازيگر نقش داشت و كمتر رسانه اي به آن اشاره كرده بود ، حضور نويسنده طنز پرداز توانا " ابراهيم نبوي " بود كه با دريافت دستمزد گزاف ، به كاراكترهاي مجموعه او روح تازه اي مي دميد . حضور اين نويسنده توانا در گروه توليد برنامه هاي اجتماعي شبكه سوم سيما مصادف شد با تحول برنامه هاي سياسي كشور كه طي آن ابراهيم نبوي به خاطر تفكرات و حمايت هاي خويش از جناحي خاص ، به محاق انزوا كشيده شد . و جلوي فعاليت هاي او در نشريات طيف اصلاح طلب كه بعد ها هم به تعطيلي كشيده شدند ، گرفته شد . اما به خاطر نفوذ و قدرت شخص پورمحمدي در رآس گروه اجتماعي ، نبوي هم چنان در گروه توليد حضور داشت و بدون اين كه نامي از وي در تيتراژ برنامه برده شود ، به كار خود ادامه مي داد . در آن هنگام من عضو شوراي بررسي برنامه هاي تركيبي گروه بودم . ولي جالبه بدونيد برنامه هاي خاص هيچ گاه به شورا نمي رسيد . و شخص پور محمدي نظارت مي كرد .
هنر نمايي خاص مهران مديري كه بعد ها با جاي گزيني نويسندگان جواني چون سروش صحت و تني چند ديگر به اوج خود رسيده بود . مجالي بود براي ساير بازيگران تا در كنار مديري به محبوبيت برسند . يكي از اين بازيگران " لاله صبوري " بود كه با ايفاي نقش مريم ، و استقبال بي نظير مردم ، يه شبه به اوج رسيد . و بعد از ترك گروه مديري اگر چه در خيلي سريال ها نقش آفريني كرد ، اما هرگز محبوبيت و روزهاي اوجي كه در كنار مهران مديري بود به دست نياورد . اين پروسه با حضور ساير بازيگران خانم هم چنان ادامه دارد . آقاي " ك " با اجاره كردن منزلي بزرگ در خيابان نياوران ، تمام عوامل توليد رو به آن جا انتقال داده و چندين مجموعه تلويزيوني را در آن جا ضبط كرد . يكي از ويژه گي هاي منحصر به فرد تهيه كننده فوق حمايت از يكايك اعضاي گروه تحت امرش است كه در تمام كار ها آن ها حضور دارند . و هر از گاهي چهره هاي جديد حسب نياز افزوده مي شود .
با آغاز زمزمه خصوصي سازي تلويزيون و تشكيل كنسرسيوم هاي تبليغاتي ، اين بار تهيه كننده فوق با حمايت حاج آقا صاحب يك شركت تبليغاتي بزرگ براي ساخت انواع تيزر هاي تلويزيوني شد . و دفتر جديد خود را در خيابان ولي عصر مستقر كرد . ولي مهران مديري همچنان در كنار اين تهيه كننده و با حمايت معنوي وي به تهيه و ساخت برنامه هاي تلويزيوني ادامه داد . بعد از مدتي به دليل تغير و تحولاتي كه در سازمان صدا و سيما بوجود آمد ، حاج آقا پورمحمدي مسئوليت مديريت شبكه تهران رو به عهده گرفت . ضمن اين كه من پيش از آمدن حاج آقا در اين شبكه به عنوان روابط عمومي و بازبين برنامه هاي خارجي همكاري مي كردم . و بار ديگر سبب گرديد تا از نزديك شاهد برنامه سازي زير مجموعه هاي حاج آقا و مهران مديري باشم . اما از آن جا كه حس حسادت و بد گويي در تلويزيون مانند ساير جاهاي ديگر رواج دارد ، كم كم زمزمه كنار گذاشتن مديري به گوش مي رسيد .
اما حادثه اي سبب شد تا اين هنرمند محبوب ، يعني مهران خان مديري از تير رس شايعه سازان در امان نمانده و گريبان گيرش شد . بله در شرايطي كه شايعه اي بر سر زبان هاي مردم پايتخت و شهرهاي ديگر كشور افتاده بود كه جمعي از هنرمندان در مجتمع مسكوني " آي اس پ " در محفل پارتي گونه اي كه برقرار بود دستگير شده و به زندان افتاده اند . خيلي ها سعي كردند نام اين هنرمند سخت كوش را هم در ميان سايرين بگنجانند ! اما با حضور در دفتر كار خويش به همه شايعات پايان داد . حتي يادمه از من خواست شايعه بودن اين خبر رو در تمام نشريات كشور حتي كيهان بچه ها به چاپ برسونم . و به مردم خوب كشورمون اعلام كنم اين وصله ها به مهران خان نمي چسبد . حال تا چه حد موفق بودم ، بايد خود مديري به آن پاسخ دهد .
همان طور كه اشاره كردم ، اين بازيگر به خاطر هوش سرشار و خلاقيت منحصر به فردش ، بعد از اين ماجرا تازه دوزاري اش افتاد كه بايد به نا بخردان و دسيسه سازان خودي نشون دهد . از اين رو اولين حركت انقلابي خود يا بهتره بگم نخستين تصميم درست زندگي هنري اش رو گرفت و با خونسردي تمام اعلام كرد .. از اين پس خودش تهيه كنندگي برنامه هايش رو به عهده خواهد گرفت . اين خبر ابتدا همچون بمب در شبكه پنج سيما پيچيد . و هيچ كس باور نمي كرد كه مديري از آقاي " ك " جدا شود ! ولي ادامه اين تصميم به شخص پورمحمدي بستگي داشت كه آيا قبول مي كند كه تهيه كننده سنتي اش رو كنار گذاشته و مستقلآ تهيه كننده شود يا خير ؟!! ولي از آن جا كه حاج آقا مديري با عدل و انصاف بوده و از طرفي مديري به حد كافي چهره محبوب براي مخاطبان شبكه اش شده بود . با اين كار موافقت كرد . و پس از آن وي علاوه بر بازيگري تهيه كننده هم شد .
از درايت مهران مديري همين بس كه بگويم او براي نشان دادن حسن نيت اش به آقاي " ك " و بستن زبان مخالفان نه تنها در دفتر اين تهيه كننده ماند ، بلكه در بعضي كارهاي هنري هم شريك وي شد ! يكي از اين كارهاي مشترك ، پروژه خوانندگي او بود . كه با تلاش فراوان و زحمات زيادي كه كشيد ، كاست صداي خود را كه با آهنگ سازي بزرگان موسيقي كشور تهيه شده بود ، آماده كرد . مديري با شم اقتصادي قوي اي كه داشت مطمئن بود با پخش نخستين سري كاست صداي خود به بازار ، به دليل نبودن قانون كپي رايت در كشور ، خيلي زود زحمات او و يارانش به يغما خواهد رفت ! از اين رو دست به ابتكار جديدي زد و آن اين بود كه كاست صداي خود را كه تبليغ زيادي هم براي آن شده بود ، پيش فروش كرده تا در تاريخي مشخص روانه بازار نمايد . او حتي به من هم كه مسئوليت تبليغات او را داشتم ، كاست صداي اش رو نداد . بلكه اجازه داد در دفتر كارش فقط گوش كنم ! و قول داد بعد از انتشار به من هم بدهد !! خدا رو شكر اهل موسيقي نبودم و گرنه به من حسابي بر مي خورد !!
خوب يادمه ايام عيد بود كه جناب مهران خان مديري به همراه آقاي " ك " شال كلاه كرده و به قصد سفر به دبي ولي در حقيقت براي فروش كاست صداي خود عازم امارات عربي شد . اما اين بار واقعآ بد شانسي آورده و همزمان با حضورش در اين كشور ، مشاهده كرد خانم گوگوش يا به قول اهالي لس آنجلس .. شاه ماهي آواز ايران زود تر از او به اين شهر زيبا و توريستي تشريف آورده و نظر همه مشتاقان موسيقي رو به خود جلب كرده است . و امت موسيقي دوست ساكن دبي با پرداخت مبالغ هنگفتي براي گوش كردن و مشاهده كنسرت خانم گوگوش در صف ايستاده اند ! و فهميد كه آن چه با شريك اش برنامه ريزي كرده بود ، نقش بر آب شده و كلي كاست روي دستش باد كرد . حتي سنگيني حضور گوگوش در محافل هنري ، منجر به اين شده بود كه ديگر كسي به هنرمند وطني ما توجه اي نكند ! لذا مهران خان ما با چمدان هايي مملو از صداي خويش به تهران بازگشت !
البته يادم رفت بگم كه بعد از اين كه مهران مديري به همراه گروه اش به خيابان نياوران نقل و مكان كردند ، وي كارگرداني آثار خود رو هم آغاز كرده بود . وي واقعآ با تلاش و درايت خود توانست اطمينان و اعتماد مديران سيما رو به خود جلب كرده و با دعوت پيمان قاسم خاني به گروه خود ، كارهاي مخاطب پسندي رو ارائه دهد . و همان گونه كه مي دانيد تمام آثار او با استقبال بي نظير مردم مواجه بوده است . مخصوصآ كار آخر او يعني " مرد هزار چهره " واقعآ از مقبوليت خاصي برخوردار است . و او خيلي راحت از پس نقش هايي كه از قلم پيمان قاسم خاني شكل گرفته است ، بر آمده و تحسين همگان را بر انگيخته است . مرد هزار چهره در حقيقت شمه اي از بافت اجتماع ما رو نشون مي دهد كه مردم چشم بسته و بدون تحقيق دنباله روي افراد قرار مي گيرند .
نقطه اوج سريال مرد هزار چهره ، حضور مديري در نقش سرهنگ نيروي انتظامي است . كه با زبان هنر مشكلات موجود در سيستم پليسي رو به نقد مي كشد . يا در صحنه حضور در جمع شاعران ، به خوبي پوشالي بودن و تمجيد هاي دروغين برخي روشنفكر نما ها رو به تصوير مي كشد . واقعآ مديري در عالم هنر مرد هزار چهره اي است كه به خوبي از پس ايفاي هر نقشي بر مي آيد . او با اشراف بر روابط حاكم بر رسانه ملي و ارتباط با صاحبان صنعت و سرمايه و دعوت اسپانسر هاي قوي ، گام هاي خود رو خيلي محكم در اين عرصه بر مي دارد . بايد اعتراف كنم در تمام مدتي كه در زير مجموعه حاج آقا پورمحمدي و يا ساير شبكه ها فعاليت مي كردم ، هم زمان با مديري شاهد حضور افراد متعددي در اين حيطه بوده ام . كه متآسفانه بعد از معروف شدن ، خود رو گم كرده و دست به حركات ناشايستي مي زنند . يا با قيافه گرفتن و فراموش كردن مردم ، به عالم و آدم فخر مي فروشند . كه مهران خان واقعآ همان است كه بوده . براي اين هنرمند شايسته آرزوي موفقيت دارم .
با تشكر و احترام :
بهروز مدرسي
اين مطلب در ساعت دو بامداد به تاريخ شنبه دهم فروردين ماه سال 1367 به پايان رسيد .
ايام به كام
مطلب آينده .....
راستش آن قدر از هنر و هنرمند حرف زدم تا اين كه من هم به سبك تبليغات سينمايي ، برنامه آينده سايت رو تبليغ مي كنم !!
به اطلاع اون دسته از دوستاني كه تازه به جمع خوانندگان اين سايت پيوسته اند برسانم . شمه اي از مطالب گذشته رو در پستي مستقل قرار داده ام كه با مراجعه به آن با گلچيني از مطالب قديمي مواجه خواهيد شد . براي مطالعه مطالب فوق لطفآ ( اينجا ) را كليك فرماييد .
بدون شک یکی از دردناک ترین سوانحی که اخیرآ مردم ایران شاهد و داغدار آن بوده اند ، سقوط هواپيماي سي -۱۳۰ حامل خبرنگاران بود . بنده افتخار دارم تحليلي كه در مقام يه كارشناس در سه پست تنظيم نمودم تقديم شما خوانندگان گرامي نمايم .
دلايل گفته نشده از سقوط هواپيماي خبرنگاران - قسمت اول (اينجا )
چرا هواپيماي خبرنگاران سقوط كرد ؟ - قسمت دوم (اينجا )
بررسي و تحليل دلايل احتمالي سقوط هواپيماي سي - ۱۳۰ - بخش آخر ( اينجا )
این بخش به پیشنهاد و همت شما خوانندگان محترم شکل گرفته است . از این پس خلاصه ای از پست قبل به زبان انگلیسی به همراه تازه ترین خبرهایی از صنعت هوانوردی تقدیم شما عزیزان خواهد شد.
SURFACE TO AIR MISSILE ROLAND:
The Roland is a Franco-German mobile short-range surface to air missile (SAM) system. The Roland is one of a very few foreign SAM systems to be purchased for the US Army.Four different versions of Roland have been produced so far.Roland 1 - manual optical tracking and guidance, entered service 1977.Roland 2 - full automatic tracking and guidance with radar, 1981 .Roland 3 - extended range, enlarged warhead, 1988 .Roland VT1 - hypervelocity missile .Roland is currently in service with the defence forces of France, Argentina, Brazil, Nigeria,Qatar, Slovenia, Spain, and Venezuela. It is no longer in service in Germany,USA or Iraq. It is said that an Iraqi Roland missile succeeded in shooting down a US A-10 Thunderbolt II in the beginning of the Iraq War, though this claim has never been verified .The Iranian Air Force ace,Abbas Doran,was hit by a roland missile over Baghdad.
SPECIFICATIONS:Engine:Dual-thrust solid-fueled rocket,mass:67kg,length:2.4m,speed:1.6 mach,range:8km,flying altitude:5500m,warhead:6.5kg high explosive,guidance:tracking radar .
Source:Wikipedia BY:Alireza Sadeghi
ترجمه فارسی:
موشک زمین به هوای رولند:
رولند سامانه موشکی زمین به هوای کوتاه برد آلمانی-فرانسوی میباشد.رولند یکی از معدود سامانه های موشکی خارجی است که برای ارتش ایالات متحده خریداری شده است.تا بحال 4 مدل مختلف از آن ساخته شده است.رولند-1 که ردگیری و هدایت آن دستی و نوری میباشدودر 1977 وارد خدمت شد.رولند-2 سیستم ردگیری و هدایت آن کاملا راداری و کاملا خودکار است ودر 1981 وارد خدمت شد.رولند- 3 با برد بیشتر وسرجنگی بزرگتردر سال 1988 و رولند وی تی 1موشک با سرعت فوق زیاد.رولند در حال حاضر توسط نیروهای دفاعی فرانسه-آرژانتین-برزیل-نیجریه-قطر-اسلوونی-اسپانیا و ونزوئلا بخدمت گرفته میشود.این موشک دیگر در آلمان-آمریکا ویا عراق استفاده نمی گردد.گفته میشود که یک موشک عراقی رولند موفق به سرنگونی یک هواپیمای آ-10 تاندربولت 2 در آغاز جنگ عراق شد هر چند که این ادعا تایید نشده است.تکخال نیروی هوایی ایران-عباس دوران-توسط یک موشک رولند بر فراز بغداد مورد اصابت قرار گرفت.
مشخصات:موتور:سوخت جامد دو مرحله ای/وزن:67کیلوگرم/طول:2.4متر/سرعت:1.6 ماخ/برد:8 کیلومتر/ارتفاع پرواز:5500متر/سرجنگی:6.5 کیلوگرم ماده با قابلیت انفجاری بالا/هدایت:ردگیری راداری
منبع:ویکیپدیا گردآوری و ترجمه:علیرضا صادقی
همان گونه كه پيش از اين اعلام كرده بودم ، خوانندگان محترم مي توانند كالا هاي خود را جهت درج رايگان در اين بخش ارسال فرمايند . اما ظاهرآ جز تعداد معدودي استقبال نفرمودند . مستدعي است پس از ارسال فايل تبليغي خود به آدرس جي ميل بنده ، در آخرين پست كامنت بگذاريد . بديهي است در حال حاضر به دليل تبليغات كم محدوديتي وجود ندارد
مرکز آپلود عکس ایرانی

